سعید حکمت نیا: متولد 1369. دانشآموختۀ کارشناسی ارشد از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب.
ساختار تاریخی یزد نمونهای منحصربهفرد از تابآوری در برابر تغییرات متأثر از زمان است. این ساختار منعطف با بهرهگیری از مجموعهای از امکانهای محیطی، با تحولات اجتماعی و اقتصادی سازگار شده است؛ اما توسعۀ شهری معاصر این میراث تاریخی را تهدید میکند.
Yazd, Structure Beyond Time or Principles of Resilience on the Historical Scale | Saeed Hekmatnia
The historical structure of Yazd is a unique example of resilience to changes over time. This flexible structure has adapted to social and economic changes by taking advantage of a set of environmental possibilities; however, contemporary urban development threatens this historical heritage.
ساختار تاریخی شهر یزد، بهعنوان یکی از قدیمیترین شهرهای ایران، نمونهای منحصربهفرد از تابآوری در برابر تغییرات زمانی، محیطی و عملکردی است. این ساختار که در سال 1396 بهعنوان نخستین شهر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، دارای مساحتی حدود ۷۴۰ هکتار است. بافت تاریخی یزد ساختاری منعطف است که علاوه بر حفظ اصالت خود، توانسته بهخوبی با تغییرات اجتماعی و اقتصادی در اعصار مختلف تطبیق پیدا کند. تابآوری این ساختار نهتنها در طراحی و سازماندهی هوشمندانۀ آن، بلکه در نحوۀ تعامل ساختار با محیط، جغرافیا، اقلیم و فرهنگ ساکنانش مشهود است. این ساختار الگویی کمنظیر از تعامل میان معماری، فرهنگ و اقلیم است که امروزه به دلیل ناهماهنگی در توسعۀ شهری معاصر در معرض تهدید قرار گرفته است. در این جستار دوبخشی نخست، به شرح و بررسی عوامل مؤثر بر تابآوری بافت تاریخی یزد و عناصر کلیدی که به پایداری این ساختار کمک کردهاند، پرداخته میشود و سپس رابطۀ این ساختار با برنامهریزی شهری یزد پس از تصویب اسناد جامع یزد مورد واکاوی و نقد قرار میگیرد.
بخش نخست: تابآوری و جنبههای آن
مفهوم تابآوری
در یک نگاه کلان، تابآوری به توانایی یک ساختار برای تطابق با تغییرات و بازگشت به وضعیت اولیه یا سازگاری با شرایط جدید اشاره دارد. در بافت تاریخی یزد، این تابآوری در جنبههای گوناگون قابلمشاهده است:
مدیریت منابع: استفادۀ بهینه از منابع محدود مانند آب از طریق سیستم قناتها
- ساختار، سازماندهی و بازسازی: طراحی ساختاری همگن که با اقلیم خشک و گرم منطقه هماهنگ است.
- فرهنگ و اجتماع: پایداری فرهنگی و حفظ سنتها در طول تاریخ و انتقال آن به نسلهای جدید.
- تکنیک و مصالح: استفاده از مصالح محلی و استفادۀ بهینه از ظرفیتهای مصالح.
مدیریت آب و نظام قناتها
قناتها سیستمهایی زیرزمینی هستند که آب را از سفرههای زیرزمینی به سطح زمین منتقل میکنند. این سیستمها که هزاران سال قدمت دارند، نقشی حیاتی در تأمین آب موردنیاز کشاورزی و شرب در یزد داشتهاند و از عوامل اصلی تابآوری این ساختار محسوب میشوند. این سیستم با استفاده از شیب زمین، آب را بدون نیاز به انرژی خارجی به نقاط پاییندست منتقل میکند. شبکۀ قناتها بهطور هوشمندانهای با ساختار شهری یزد هماهنگ شده است. آب قناتها از طریق نهرها و کانالها به محلات مختلف توزیع میشده و زندگی شهری را پشتیبانی میکرده است. علاوه بر این، ترکیب سیستم قنات و بادگیرها بهطور ساختاری بهوسیلۀ سرداب و شفتهای دسترسی در یک مقیاس کلانتر، بهعنوان یک سیستم تهویۀ مطبوع غیرفعال عمل میکند که بهوسیلۀ نیروی باد به ایجاد جریان هوایی در بناها کمک میکند و منجر به ایجاد شرایط مطبوعی برای زیست ساکنان میشود.
ساختار، سازماندهی و نظام بازسازی
مهمترین وجه بافت تاریخی یزد، طراحی ساختار فضایی افقی، همگن و مبتنی بر فضای پر و فضای خالی است که فارغ از عملکردی خاص بنا شده است و میتواند خود را در مقیاسهای متفاوت تکثیر و بازتولید کند؛ چه یک خانۀ کوچک، چه یک مسجد بزرگ یا بازاری کشیده در درون این ساختار، قابل تحقق است. این طراحی امکان تغییر کاربری ساختمانها و بهروزآوری را بدون تخریب یا تغییر اساسی در ساختار فراهم کرده است.
ساختار بافت تاریخی یزد از طریق شبکهای از محلات متصلبههم و سازماندهیشده پیرامون مراکز اجتماعی مانند مسجد، بازار و میدان شکل گرفته است. این بافت به دلایل اقلیمی متراکم است، اما فضاهای منفی نقشی بسیار جدی در شکلگیری و عملکرد این ساختار دارند. این محلات بهگونهای طراحی شدهاند که امکان گسترش تدریجی بناها و فضاهای عمومی را فراهم میکند. خانههای سنتی نیز با حیاط مرکزی و پلانهای انعطافپذیر ساخته شدهاند که قابلیت افزودن بخشهای جدید را بدون اختلال در ساختار کلی شیء ممکن میسازد. از سوی دیگر، نظام بازسازی در یزد مبتنی بر تکنیکهای بومی و استفادۀ مجدد از مصالح موجود است. در صورت تخریب یا فرسایش بخشی از بنا، خشت و آجرهای آسیبدیده بازیافت شده و دوباره در ساختار جدید به کار میروند. این روش نهتنها هزینههای نگهداری و بازسازی را کاهش میدهد، بلکه به حفظ ساختار نیز کمک میکند.
پایداری فرهنگی
ساختار یزد در طول قرون متمادی توسط یک فرهنگ ممتد و پویا پشتیبانی شده است. این شهر با حفظ هویت فرهنگی خود، سنتها و آداب ارتباطی را در دل بناها، کوچهها و فضاهای عمومی به نسلهای بعدی منتقل کرده است. رفتارها و مناسک اجتماعی یزدیها، از مهماننوازی، تعاملات اجتماعی و مراسم مذهبی، همواره پیوستگی خود را با ساختار درونگرای بافت تاریخی حفظ کرده و با تغییرات زمان سازگار شده است. این استمرار فرهنگی نهتنها در بافت شهری، بلکه در زندگی روزمرۀ مردم یزد و مفهومی به نام همسایگی مشهود است. این مفهوم نهتنها به معنای قرارگیری نزدیک بناها و فضاهای عمومی است، بلکه بهنوعی بیانگر شبکههای اجتماعی و تعاملات میان ساکنان است که باعث تقویت همبستگی اجتماعی، انتقال دانش بومی و حفظ هویت فرهنگی میشود.
تکنیک و مصالح
مصالح و فناوریهای ساخت مبتنی بر خاک سهم بسزایی در شکلگیری، تابآوری و پایداری این ساختار دارند. در وهلۀ نخست، باید به دسترسی فراوان به خاک و مصالح مبتنی بر آن اشاره کرد که گل، خشت و آجر بهطور ویژه با شرایط اقلیم گرم و خشک یزد همخوانی دارند و خصوصیات ذاتیشان آنها را به گزینهای پایدار تبدیل میکند. علاوه بر این، به دلیل ویژگی عایق حرارتی، دمای داخل ساختمانها در تابستان خنک و در زمستان گرم نگه داشته میشود که موجب کاهش نیاز به انرژی میشود. همچنین این مصالح با محیطزیست سازگار بوده و قابلیت بازیافت بالایی دارند. از سوی دیگر، ساختار این مصالح بهگونهای طراحی شده است که قادر به تحمل فشارهای محیطی مانند زلزله و تغییرات آبوهوایی است؛ بهطوریکه انعطافپذیری خشت و گل، مقاومت بیشتری در برابر لرزشها ایجاد کرده و در صورت آسیب، تعمیر و بازسازی آنها بهسادگی امکانپذیر است.
بخش دوم: یزد و چالش معاصر
تابآوری بینظیر بافت تاریخی یزد در مواجهه با تغییرات و دگرگونیها باید بهعنوان یک نمونۀ پایدار و ممتاز در معماری و شهرسازی ایران و جهان موردتوجه و مطالعه قرار بگیرد. بااینحال، فرایند توسعۀ معاصر در یزد بدون در نظر گرفتن ساختار تاریخی شهر، ظرفیت و امکانپذیری توسعۀ هستۀ تاریخی طراحی و اجرا شده است. این در حالی است که یزد در گذشته با بهرهگیری از الگوهای بومی، ساختار شهری خود را متناسب با شرایط اقلیمی و نیازهای اجتماعی شکل داده بود؛ اما در یک تناقض آشکار، اسناد برنامهریزی توسعۀ معاصر نهتنها این ساختار را نادیده گرفتهاند، بلکه با طراحی سند «طرح جامع حفاظت از بافت تاریخی» مصوب سال 1387، در یک اقدام ضد توسعه، امکان گسترش درونی ساختار تاریخی را محدود کردهاند.
رویکرد فعلی طرح جامع یزد مبتنی بر تکرار الگوهایی است که با اقلیم، جغرافیا و فرهنگ این منطقه سازگاری ندارند؛ مانند سرانهسازی، افزایش تراکم قطعات، ساخت آپارتمانها و تخصیص توده به ۶۰درصد قطعات زمین. این اقدامات نهتنها با شرایط زیستمحیطی و فرهنگی یزد همخوانی ندارد، بلکه به تخریب یکپارچگی و هماهنگی میان بافت تاریخی و بخشهای جدید شهر منجر شده است. این وضعیت پرسشهای جدی دربارۀ کارایی مفاهیم مدرن طراحی شهری، بهویژه در شهرهایی با پیشینۀ تاریخی غنی ایجاد میکند. برای مثال، طرح جامع شهر یزد که در سال ۱۳۸۶ به تصویب رسید، چه بهبودها یا مزایایی نسبت به الگوهای تاریخی طراحی شهری این منطقه به ارمغان آورده است؟ دستاوردهای فضای شهری آن چه کیفیتهایی را به شهر یزد افزوده است؟ درحالیکه بافت تاریخی یزد بهعنوان یک سیستم خودسازگار و پایدار توانسته ساختار خود را در طول زمان حفظ کند و آن را گسترش دهد، به نظر میرسد ایدههای مدرن نهتنها به این میراث ارزشمند چیزی نیفزودهاند، بلکه چالشهایی را نیز بر آن تحمیل کردهاند.
یکی از ریشههای بحران کنونی را میتوان در جدایی طرح جامع و طرح حفاظت جامع از بافت تاریخی یزد جستوجو کرد. این جداسازی شکاف عمیقی میان برنامهریزی برای بافت تاریخی و روند توسعۀ آیندۀ شهر ایجاد کرده است. درنتیجه محدودۀ تاریخی شهر در چهارچوب طرحهای توسعۀ جدید محبوس شده و از جریان اصلی برنامهریزی شهری جدا افتاده است. این شکاف به بروز تداخلهای ساختاری میان دو محدودۀ طرح حفاظت و طرح جامع منجر شده است. نکتۀ قابلتوجه این است که هیچیک از این دو طرح، راهکاری مؤثر و پایدار برای اتصال این دو محدوده ارائه نکردهاند. این ناهماهنگی، بهویژه در شهری با ارزشهای تاریخی و هویتی مانند یزد، مشکلاتی را در یکپارچگی توسعۀ شهری به وجود آورده است.
اکنون که بیش از بیست سال از تصویب طرح جامع یزد و طرح حفاظت جامع میگذرد، به نظر میرسد زمان بازنگری اساسی در روشهای ناکارآمد تهیه و تدوین طرحهای جامع فرارسیده است. انتقادهای کلی مطرحشده دربارۀ طرحهای جامع در ایران، در مورد طرح جامع یزد نیز صادق است؛ این طرحها که با هدف توسعۀ حداکثری و استفاده از ظرفیتهای یک شهر تدوین میشوند، اغلب بر معیارهای کمی و سنجش سرانهها تمرکز دارند و در ایجاد فضاهای عمومی باکیفیت و ارتقای کیفیت فضایی شهرها ناکام ماندهاند. این امر به از دست رفتن ظرفیتهای ساختاری شهر برای شکلدهی به فضاهای عمومی منجر میشود. برای دستیابی به تحول پایدار در ساختار یزد، تغییر رویکرد در تدوین طرحهای جامع و برنامهریزی شهری ضروری است؛ رویکردی که در آن الزامات فرهنگی، تاریخی، جغرافیایی و اقلیمی بهطور دقیق موردتوجه قرار بگیرد. تنها با چنین دیدگاهی میتوان حفاظت، توسعه و انتقال ساختار تاریخی شهر یزد به نسلهای آینده را تضمین کرد.
بدون دیدگاه