محمدرضا سرتیپی اصفهانی: متولد 1375. دانشجوی دکتری معماری منظر در دانشگاه تهران. دانشآموختۀ کارشناسی ارشد معماری و معماری منظر از دانشگاه تهران است که روی موضوعات منظر شهری، نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری، توسعۀ شهری و همچنین گردشگری فعالیت کرده است.
یزد شهری به قدمت تاریخ و بافت شهری ثبتشده در میراث جهانی، یکی از مقاصد گردشگران است که افراد را به بازدید بافت شهری تاریخی، دیوارهای گلی، سردرهای رفیع، کوچههای ارگانیک و زندگی شبانه دعوت میکند؛ اما این ویترین ژورنالی جذاب چه میزان راوی حقیقت یزد است؟
Yazd; A Disfigured Body | Mohammadreza Sartipi Isfahani
Yazd, a city with a long history and a World Heritage Site, is a tourist destination that invites people to visit its historical urban fabric, mud walls, high gateways, organic alleys, and nightlife. But how much of this attractive magazine showcase tells the truth about Yazd?
آبادانی در دل کویر، زمینهساز شکلگیری تمدن یزد شده است که بهواسطۀ ویژگیهای منحصربهفرد خود، ظرفیت بالایی برای جذب گردشگر دارد. قناتها و بادگیرها نشانههایی از هوشمندی نیاکان در سازگاری با اقلیم خشک منطقه هستند. شهرسازی فشرده و معماری درونگرا نشاندهندۀ تلاش برای زیستپذیری در این فلات است. حفظ میراث تاریخی یزد نیازمند تأمل در چند وجه است: اول اینکه چه چیزی باید حفظ شود، دوم اینکه این پدیده در مقابل چه چیزی باید حفظ شود و سوم اینکه برای چه کسانی این اقدامات انجام میشود.
در ادامه، توازن میان سه محور اصلی بحث میشود: حفاظت از میراث فرهنگی و منظر شهری، توسعۀ گردشگری و حس تعلق شهروندان و نوسازی و حفاظت از بافتهای تاریخی. تعریف منظر شهری بهعنوان ادراک شهروندان از شهر اهمیت دارد، چراکه تجربههای مکرر آنها از فضاهای کالبدی، این فضاها را به «مکان» تبدیل میکند. در یزد، با وجود عقبۀ تاریخی غنی، حفاظت از این میراث برای نسلهای آینده ضروری است.
سؤال اصلی این است که رویکرد ما در این زمینه چه باید باشد؟ برای پاسخ به این سؤال، باید مشخص کنیم که چه چیزی مستحق نگهداری است. کالبد خانهها و کوچهها تنها عناصر منفعل نیستند، بلکه بافت تاریخی شهری پدیدهای پیچیده است. کالبد بهعنوان سختافزار نیازمند نگهداری از نرمافزار فرهنگی است؛ نرمافزاری که شامل فرهنگ روزمره، خردهفرهنگها و نوع زیست ساکنان است. تعاملات روزمره مانند خرید از دکانهای محلی، بازی کودکان و گپ زدن پیرمردان، همگی جزئی از این نرمافزار هستند که هویت بافتهای شهری را شکل میدهند؛ بنابراین نگهداری از میراث فرهنگی یزد باید شامل حفاظت از هر دو بعد کالبدی و فرهنگی باشد. این رویکرد نهتنها به حفظ ساختارهای تاریخی کمک میکند، بلکه به تقویت حس تعلق شهروندان و ارتقای کیفیت زندگی در این بافتها نیز منجر خواهد شد. درنهایت یزد بهعنوان یک شهر تاریخی و فرهنگی، نیازمند توجهی جامع و متوازن است تا هم میراث آن حفظ شود و هم زندگی روزمرۀ ساکنان آن غنیتر شود. نگهداری از آثار تاریخی و بافتهای شهری باید در برابر تخریب این آثار انجام شود. مرمت کالبدی و احیای کاربری بناها، چه با حفظ کاربری پیشین و چه با اعطای کاربریهای جدید متناسب، جزء فعالیتهایی است که در یزد بهخوبی انجام میشود، اما این نگهداری تنها به جنبههای سختافزاری محدود نمیشود و باید به حفظ زندگی جاری محلهها نیز توجه شود؛ بنابراین واژۀ «احیا» به معنای زنده کردن زندگی محله باید بر حفاظت کالبدی مقدم باشد.
محلهای بهدرستی احیا میشود که نهتنها کالبد آن، بلکه زندگی جاری ساکنانش نیز حفظ شود. حفاظت کالبدی ممکن است با محدودیتهایی همراه باشد که نیازهای معاصر را نادیده میگیرد. درنتیجه ساکنان ممکن است مجبور شوند بافت را ترک کنند یا مسکن خود را به کاربریهایی برای گردشگران تبدیل کنند که در این صورت بافت از زندگی روزمره خالی شده و به یک موزه تبدیل میشود.
هدف از نگهداری باید ارتقای منظر شهری باشد که در آن جامعۀ محلی و شهروندان در اولویت قرار دارند و تسهیلاتی نیز برای گردشگران فراهم شود. بافتهای تاریخی بهطورمعمول فرسوده هستند و نوسازی آنها با چالشهایی مواجه است. برای تحریک ساکنان به نوسازی، نیاز به محرکهای وجود دارد که در یزد به کمک ارگانهای دولتی و عزم مردم در ثبت جهانی بافت ایجاد شده است.
بناهای موجود در این بافت اغلب به کاربریهای خدماترسان برای گردشگران تبدیل شدهاند، اما این بافت همچنان فاقد حیات واقعی است. نوسازی باید بهگونهای صورت بگیرد که منجر به ایجاد کالبدی بیجان نشود. بافت شهری باید زنده باشد و تا زمانی که زندگی در آن جریان دارد، ارزشمند است. اگر حیات این بافت مختل شود، ممکن است به تخریب بینجامد یا به حالتی شبیه موزه تبدیل شود.
تجربۀ ونیز و دیگر بافتهای تاریخی نشان میدهد که رویکرد صرف به حفظ کالبد میتواند شکست بخورد؛ بنابراین پیشنهاد میشود که با احیای منظر شهری، زندگی شهروندان ساکن در بافتها حفظ شود. این امر با تقویت خدمات و تسهیلات برای ساکنان امکانپذیر است و منجر به بازگشت جمعیت محلی و احیای بافت خواهد شد.
با احیای زندگی روزمره در بافت، صنعت گردشگری نیز تقویت میشود. گردشگران امروزه به دنبال تجربیات فرهنگی متفاوت هستند و اگر فقط با کالبدی منفعل مواجه شوند، جذابیت این شهرها کاهش مییابد. یکی از وجوه تمایز این بافتها نسبت به دیگر شهرها، تجربۀ نزدیک به زیست روزمرۀ ساکنان است که با موزهای کردن بافت از آن محروم شدهایم؛ بنابراین ضروری است که همزمان با حفاظت از میراث فرهنگی، زندگی جاری ساکنان نیز موردتوجه قرار بگیرد تا هویت واقعی این بافتها حفظ شود.
منابع
- برک، آگوستین. (1387). منظر، مکان، تاریخ. ترجمه: مریم منصوری. باغ نظر، شمارۀ 9.
- منصوری، سید امیر. (1389). چیستی منظر شهری. منظر، 2(9)، 30-33.
بدون دیدگاه