فاطمه رضایی: متولد 1375. دانشجوی کارشناسی ارشد معماری منظر در دانشگاه تهران.
یزد، این نگین درخشان در دل کویر با بادگیرهای سر برافراشته و شبکۀ پیچیدهای از قناتها، نهتنها یادگاری از تاریخ کهن ایران است، بلکه گواهی بر تعامل هوشمندانۀ انسان با محیط خشک و کمآب فلات مرکزی به شمار میرود.
An Inquiry into Strengthening the Sense of Belonging and Civic Participation of Citizens in the City of Yazd | Fatemeh Rezaei
Yazd, this radiant jewel in the heart of the desert with its towering windcatchers and intricate network of qanats, is not only a memento of ancient Iranian history but also a testament to the intelligent interaction of humankind with the arid and water-scarce environment of the central Iranian plateau.
قرار گرفتن این شهر در تقاطع راههای تجاری باستانی، بهویژه جادۀ افسانهای ابریشم که شرق و غرب را به یکدیگر پیوند میداد، به یزد موقعیتی استراتژیک و بیبدیل بخشید و آن را به بستری پویا برای تبادل کالا، دانش، هنر و فرهنگ میان اقوام و ملل گوناگون بدل کرد. کاروانسراهای متعدد و بازارهای پررونق یزد در طول قرون متمادی، میزبان تاجران، صنعتگران، اندیشمندان و هنرمندان از سرزمینهای دور و نزدیک بوده و این تعاملات غنی، بهتدریج در شکلگیری هویت چندلایه و منحصربهفرد این شهر تأثیر بسزایی گذاشته است.
در کنار این اهمیت تجاری و فرهنگی، یزد از دیرباز بهعنوان مأمن و محل همزیستی مسالمتآمیز پیروان ادیان و فرهنگهای گوناگون شناخته شده است. در کنار اکثریت مسلمان، جوامع قابلتوجهی از زرتشتیان با باورهای کهن و آتشکدههای فروزان خود و همچنین پیروان دیگر ادیان، قرنها در این شهر زندگی کردهاند و هریک با آدابورسوم، هنر و دانش خود به غنای فرهنگی و اجتماعی آن افزودهاند. محلات خاص زرتشتینشین با معماری متمایز، آیینهای باستانی و همبستگی مثالزدنیشان، گواهی روشن بر این تنوع فرهنگی و مذهبی دیرینه است. این همزیستی مسالمتآمیز و احترام متقابل میان گروههای مختلف در طول تاریخ پرفرازونشیب یزد، نمونهای نادر از تساهل و مدارا را در دل کویر رقم زده و به هویت چندوجهی و اصیل این شهر عمق و معنا بخشیده است؛ میراثی گرانبها که شایستۀ حفظ و پاسداشت است.
یزد منظری برآمده از جوهر آب، با وجود پیشینۀ غنی و جایگاه رفیع تاریخی و فرهنگی، این شهر تاریخی نیز همچون بسیاری از شهرهای درحالتوسعه در ایران و جهان، با چالشهای متعددی روبهروست که میتواند بهتدریج بر پویایی اجتماعی، انسجام فرهنگی و کیفیت کلی زندگی شهروندانش تأثیرات منفی و گاه جبرانناپذیری بر جای بگذارد. یکی از مهمترین و اساسیترین این چالشها، کمرنگ شدن تدریجی احساس تعلق و دلبستگی عمیق شهروندان به شهر و فضاهای آن و همچنین کاهش حضور مؤثر و فعالانۀ آنان در عرصههای مختلف زندگی شهری و به دنبال آن، کاهش مشارکت اثربخش و فراگیر آنان در امر خطیر نگهداشت پایدار و پویای شهر است. این مسئله که همچون یک بیماری خاموش در کالبد شهر ریشه دوانده است، در عوامل متعددی نهفته است که از آن میتوان به فقر اجتماعی و نابرابریهای ساختاری و رو به تزاید در سطوح مختلف جامعه اشاره کرد. وجود شکافهای عمیق اقتصادی و اجتماعی در یزد که متأسفانه در سالهای اخیر رو به افزایش بوده است، میتواند احساس بیگانگی، انزوا و نداشتن دلبستگی عمیق به فضاهای شهری را در میان اقشار کمبرخوردار و حاشیهنشین افزایش دهد. شهروندی که احساس کند حقوق و فرصتهایی برابر با دیگران و دسترسی عادلانهای به امکانات و خدمات شهری ندارد و صدایش در تصمیمگیریهای مربوط به شهر شنیده نمیشود، بهتدریج انگیزهای برای مشارکت در امور شهری و حفاظت از منافع جمعی نخواهد داشت و شهر را فقط بهعنوان محل سکونت موقت خود تلقی خواهد کرد. در کنار این مسئلۀ مهم، خروج نگرانکنندۀ نسل جوان و تحصیلکرده از یزد به مقصد شهرهای بزرگتر با فرصتهای شغلی و آموزشی بهظاهر بهتر، زنگ خطری جدی برای آیندۀ این شهر کهن به شمار میرود. جوانانی که آیندۀ شغلی، اجتماعی و فرهنگی روشنی را در شهر خود نمیبینند و احساس میکنند فرصتهای رشد و شکوفایی برای آنها فراهم نیست، بهتدریج دلبستگی چندانی به شهر نخواهند داشت و انگیزهای قوی برای مشارکت فعالانه در ساختن آیندۀ آن در خود نخواهند یافت؛ پدیدهای که شهر را از پویایی، خلاقیت، نوآوری و انرژی سرشار این قشر محروم کرده و فرایند مشارکت پایدار و توسعۀ متوازن را با چالشهای جدی و پیچیده مواجه میسازد.
افزایش و تقویت دوبارۀ احساس تعلق و مشارکت فعالانۀ شهروندان در یزد، امری حیاتی، ضروری و نیازمند یک رویکرد جامع، یکپارچه و چندوجهی است که در آن برنامهریزی و طراحی شهری نقشی اساسی، محوری و غیرقابلانکار ایفا میکند. ایجاد فضاهای شهری شمولگرا که پاسخگوی نیازهای متنوع و متکثر تمامی شهروندان با هر سطح درآمد، فرهنگ، سن، جنسیت و توانایی باشد، بهعنوان گام نخست و بنیادین در این راستا اهمیت ویژهای دارد.
پارکها، میدانها، پیادهراهها، فضاهای سبز محلهای و سایر فضاهای عمومی باید بهگونهای خلاقانه و هوشمندانه طراحی شوند که امکان تعاملات اجتماعی سازنده، برگزاری فعالیتهای فرهنگی و هنری متنوع، انجام فعالیتهای تفریحی و ورزشی را برای تمامی گروههای سنی و درنهایت، ایجاد حس امنیت، آرامش و تعلقخاطر را برای همگان فراهم آورند. این مهم تنها با شعارهای کلی و اقدامات سطحی محقق نخواهد شد، بلکه نیازمند اقدامات عملیاتی، برنامهریزی دقیق و بلندمدت، سیاستگذاری هوشمندانه و تخصیص منابع کافی است. مدیران شهری، برنامهریزان، طراحان شهری و سایر دستاندرکاران باید با درک عمیق و همهجانبۀ چالشهایی چون نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و همچنین پدیدۀ مهاجرت جوانان، فضاهایی عادلانه، دسترسپذیر و شمولگرا طراحی کنند، سازوکارهای مؤثر و شفاف مشارکت واقعی شهروندان در فرایندهای تصمیمگیری و مدیریت شهری را فراهم آورند و در جهت ایجاد فرصتهای برابر برای همۀ شهروندان، بدون هیچگونه تبعیض و محدودیتی، گامهای عملی و پیوسته بردارند. تنها در این صورت است که میتوان انتظار داشت شهروندان یزدی شهر خود را نهفقط بهعنوان محل سکونت موقت، بلکه بهعنوان خانۀ مشترک، فضایی برای رشد و شکوفایی فردی و جمعی و بستری برای تحقق آرمانهای خود بدانند و با احساس مسئولیت و دلبستگی عمیق، در حفظ، آبادانی و ارتقای کیفیت زندگی در آن فعالانه مشارکت کنند؛ مسیری دشوار، اما ضروری که درنهایت بهسوی یزدی پایدارتر، پویاتر، سرزندهتر و سرشار از حس عمیق زندگی و تعلقخاطر رهنمون خواهد شد.
یزد فراتر از یک شهر تاریخی، منظری منحصربهفرد است که از دل کویر و از تعامل دیرینۀ انسان با جوهر حیاتبخش آب سر برآورده است. این شهر که ریشه در تاریخ کهن و تعاملات پیچیده و هوشمندانۀ انسان با محیط خشک و کمآب خود دارد، با موقعیت مرکزی در فلات وسیع ایران، اگرچه همواره در زمرۀ مناطق کمباران و خشک کشور قرار داشته است، اما همین محدودیتهای طبیعی، به شکلی متناقضنما و شگفتآور، به شکلگیری یک منظر فرهنگی-تمدنی کاملاً منحصربهفرد، خلاقانه و پایدار منجر شده است. در این دیدگاه عمیق، منظر یزد تنها ترکیبی بصری و کالبدی از عناصر طبیعی و ساختوسازهای انسانی نیست، بلکه تجلی مادی و معنوی تلاش بیوقفه و هوشمندانۀ انسان برای بقا، سازگاری و شکوفایی در دل شرایط سخت و طاقتفرسای کویر است که جوهر و روح این منظر را عنصر حیاتی «آب» شکل میدهد. ارتقای کیفیت سیما و منظر شهری یزد، با توجه به نقش محوری و بنیادین آب در شکلگیری هویت، فرهنگ و معماری آن، نیازمند بازخوانی دقیق و احیای هوشمندانۀ رابطه دیرین، چندوجهی و مقدس شهر با این عنصر حیاتی است. استفادۀ خلاقانه و گسترده از معماری حیاطدار با محوریت حوض و آبنما که نهتنها جوهر و شناسنامۀ معماری سنتی یزد را تشکیل میدهد، بلکه یک راهکار اقلیمی هوشمندانه برای ایجاد خنکی و رطوبت در هوای گرم و خشک نیز به شمار میرود، نمادی عمیق از ارزش و تقدس آب در فرهنگ و باورهای این شهر است. حفظ و مرمت دقیق و اصولی قناتها و پایابها که نهتنها حفظ یک سیستم سنتی، کارآمد و پایدار مدیریت آب در دل کویر است، بلکه یادآور پیوند عمیق و ناگسستنی شهر با منابع آب زیرزمینی و فضاهایی برای تجمع، تعامل اجتماعی و تبادل فرهنگی حول محور آب به شمار میرود، اهمیت بسزایی دارد.
توسعۀ زیرساختهای شهری جدید (پارکها، فضاهای جمعی، مراکز درمانی و آموزشی) نیز باید با الهام گرفتن از این منظر آبمحور و با در نظر گرفتن اصول پایداری و استفادۀ بهینه از منابع آب صورت بگیرد. طراحی فضاهای سبز شهری با تأکید بر استفاده از گونههای گیاهی کمآب و بومی منطقه، ایجاد آبنماها و حوضچهها با رویکردی نهفقط تزئینی و مصرفکنندۀ آب، بلکه بهعنوان عناصری یادآور اهمیت آب، ایجاد حس آرامش و سرزندگی در فضاهای شهری و تقویت هویت بصری شهر، میتواند به ارتقای کیفیت سیما و منظر شهری با حفظ اصالت و هویت منحصربهفرد آن کمک شایانی کند.
نبود برنامهریزی جامع، یکپارچه و بلندمدت در این زمینه، به معنای نادیده گرفتن نقش محوری و تعیینکنندۀ آب در شکلگیری هویت و منظر شهر است. طرح جامع توسعۀ شهر یزد باید با در نظر گرفتن دقیق تاریخچۀ غنی مدیریت آب در این منطقه، ارزشهای فرهنگی عمیقاً مرتبط با آن و چالشهای جدی کمآبی کنونی تدوین شود. این طرح جامع نهتنها باید توسعۀ کالبدی شهر را مدنظر قرار دهد، بلکه حفاظت و مدیریت پایدار منابع آب موجود و احیای هوشمندانۀ منظر آبمحور شهر را نیز در اولویتهای اصلی خود قرار دهد. در مواجهه با تغییرات فرهنگی سریع و نفوذ الگوهای مصرف غربی، حفظ و ترویج ارزشهای سنتی و ریشهدار مرتبط با آب، مانند فرهنگ غنی صرفهجویی، احترام عمیق به منابع آب و آدابورسوم مرتبط با آن، اهمیت ویژهای دارد.
طراحی فضاهای شهری میتواند بهعنوان بستری قدرتمند برای یادآوری، تداوم و انتقال این ارزشهای حیاتی به نسلهای جدید عمل کند. استفادۀ هوشمندانه از نمادهای آب در معماری و طراحی شهری، برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری متنوع با محوریت آب و اهمیت آن در تاریخ، فرهنگ و زندگی مردم یزد، میتواند به تقویت ارتباط عاطفی و معنوی نسل جدید با این ارزشهای گرانبها و درنهایت حفظ و ارتقای منظر فرهنگی آبمحور شهر کمک کند. افزایش احساس تعلق و مشارکت فعالانۀ شهروندان در این دیدگاه، به معنای احساس مسئولیت مشترک و همگانی در قبال میراث گرانبهای آب و منظر فرهنگی مرتبط با آن است. آموزش هدفمند و مستمر شهروندان در زمینۀ اهمیت حیاتی آب و روشهای عملی صرفهجویی در مصرف آن، مشارکت فعالانۀ آنها در نگهداری و مرمت قناتها، فضاهای سبز شهری و سایر عناصر منظر آبمحور و ایجاد حس افتخار و غرور به تاریخچۀ خلاقانه و پایدار مدیریت آب در شهر، میتواند به تقویت عمیق حس تعلق و مشارکت مسئولانه در حفظ و ارتقای منظر فرهنگی منحصربهفرد یزد کمک کند.
بحران فزایندۀ کمآبی و پدیدۀ نگرانکنندۀ فرونشست خاک در یزد، اکنون نهتنها یک چالش جدی زیستمحیطی با پیامدهای ناگوار است، بلکه تهدیدی مستقیم و قریبالوقوع برای شالودۀ منظر فرهنگی و تاریخی این شهر کهن به شمار میرود. همانطور که معماری هوشمندانه و پایدار یزد براساس منظرهپردازی خلاقانه از آب و ایجاد فرصتهای متنوع برای مواجهه و تعامل انسانها با این عنصر حیاتی برپا شده است، خشک شدن تدریجی منابع آب سطحی و زیرزمینی، نابودی تدریجی باغها و فضاهای سبز باطراوت و تخریب فزایندۀ بناهای تاریخی ارزشمند ناشی از فرونشست زمین، به معنای از بین رفتن تدریجی عناصر کلیدی و بنیادین این منظر فرهنگی منحصربهفرد و بیبدیل است. حل این بحران پیچیده و چندوجهی، در این دیدگاه، نهتنها یک ضرورت حیاتی برای بقای شهر و تأمین نیازهای اساسی شهروندان در حال و آینده، بلکه یک وظیفۀ اخلاقی و فرهنگی برای حفظ میراث گرانبهای بشری و منظر تاریخی آن است. در این راستا، حفظ و احیای قناتها و شناخت دقیق و علمی آنها میتواند بهعنوان راهکاری مهم، مؤثر و پایدار در کنار سایر اقدامات ضروری برای مقابله با بحران کمآبی و فرونشست خاک در یزد موردتوجه جدی قرار بگیرد و به حفظ شالودۀ منظر فرهنگی و تاریخی این شهر کمک شایانی کند. توسعۀ صنعت گردشگری در یزد، با توجه به این منظر فرهنگی آبمحور، باید بر پایۀ تجربۀ اصیل و عمیق از حکمت کویر و ارزش بیبدیل آب استوار باشد. گردشگران باید با تاریخچۀ خلاقانه و پایدار مدیریت آب در یزد، نقش حیاتی آب در شکلگیری معماری منحصربهفرد و فرهنگ غنی شهر و اهمیت عمیق آن در زندگی روزمرۀ مردمان این دیار آشنا شوند. بازدید آگاهانه و هدفمند از قناتهای شگفتانگیز، باغهای تاریخی با آبنماهای باشکوه و حوضهای آرامشبخش و خانههای سنتی با طراحی هوشمندانه و فضاهای مرتبط با آب، میتواند به تجربهای عمیقتر، معنادارتر و فراموشنشدنیتر از منظر فرهنگی یزد برای گردشگران منجر شود.
نوسازی و بازآفرینی بافت فرسوده و تاریخی شهر در این نگرش، باید با رویکردی حساس به هویت و با احیای هوشمندانهی فضاهای پیوند با آب همراه باشد. مرمت و احیای پایابهای فراموششده، ایجاد فضاهای سبز کوچک و محلهای با محوریت استفادۀ بهینه از آب و استفاده از عناصر آبی با رویکردی مدرن و پایدار در طراحی فضاهای جدید، میتواند به بازگرداندن روح زندگیبخش آب به بافت تاریخی و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محلی کمک شایانی کند. حفظ و مرمت دقیق و اصولی بناهای تاریخی ارزشمندی که نمادی از تعامل هوشمندانه و خلاقانۀ انسان با آب در طول تاریخ هستند (مانند آبانبارهای باشکوه و آسیابهای آبی قدیمی)، اهمیت ویژهای دارد.
با توجه به نقش بنیادین و محوری آب در شکلگیری شهر یزد و منظر فرهنگی بینظیر آن، میتوان بهیقین گفت که این شهر روایتی زنده و گویا از چیرگی هوشمندانۀ انسان بر محدودیتهای سخت محیطی و تقدس عمیق عنصر حیاتبخش آب را به تصویر میکشد. منظر یزد نهتنها یک ترکیب بصری زیبا و چشمنواز، بلکه تجلی مادی و معنوی این روایت شگفتانگیز است. حفظ و ارتقای این منظر ارزشمند، مستلزم درک عمیق این پیوند تاریخی، فرهنگی و حیاتی با آب، مدیریت پایدار و مسئولانۀ منابع محدود آب و مشارکت فعالانه، آگاهانه و همهجانبۀ شهروندان در پاسداشت این میراث گرانبها برای نسلهای آینده است. برنامهریزی و توسعۀ شهری در یزد باید با نگاهی منظر-محور و با تأکید ویژه بر نقش محوری و مقدس آب صورت بگیرد تا هویت منحصربهفرد و اصیل یزد بهعنوان شهری آباد، پایدار و سرزنده در دل کویر، با منظری برآمده از ارزش بیبدیل آب برای همیشه حفظ و به آیندگان منتقل شود.
پینوشت
نوشتهشده براساس تجربۀ شخصی نویسنده در سفر پژوهشی (خوانش هستیشناسانۀ منظر یزد) که به سرپرستی دکتر سید امیر منصوری در سال 1403 در پژوهشکدۀ هنر، معماری و شهرسازی نظر به انجام رسیده است.
بدون دیدگاه