آیدا کیانفر: عضو شورای علمی، هیئتداوران و تحریریه کوچه؛ دکتری شهرسازی و پژوهشگر حوزۀ مطالعات شهری است. پژوهشهای او بر نظریه و تحول شهری، غیر رسمیت شهری، عدالت فضایی و ارزیابی طرحها و سیاستهای توسعۀ شهری تمرکز دارد.
بازنگری طرح جامع تهران فقط به معنای بهروزرسانی دادهها و ترسیم تصویری تازه از شهر نیست. تهران امروز حاصل تعامل طرح رسمی با تصمیمات موردی، نهادها، منافع و بحرانهای پیشبینینشده است. اگر این واقعیتها دیده نشوند، طرح جدید ممکن است همان مسیر گذشته را تکرار کند.
Which Tehran Is the Comprehensive Plan Being Revised For? | Ayda Kianfar
Revising Tehran’s Comprehensive Plan is not simply about updating data or drawing a new vision for the city. Today’s Tehran has been shaped by formal planning, discretionary decisions, institutions, interests, and unexpected crises. If these realities are overlooked, the new plan may reproduce the shortcomings of the past.
طرح جامع تهران در آستانۀ بازنگری قرار گرفته است؛ سندی که در سال 1386 تصویب شد و قرار بود مسیر توسعۀ پایتخت را برای سالهای بعد مشخص کند. اما تهرانِ امروز بهسختی با تصویری که نزدیک به دو دهۀ پیش از آیندۀ آن ترسیم شده بود، قابل مقایسه است.
جمعیت و الگوهای جابهجایی تغییر کردهاند، بازار زمین و مسکن دگرگون شده و فشار بر منابع طبیعی و محیطزیست بیشتر شده است و مسائلی مانند آلودگی هوا، کمآبی، فرونشست و نابرابری فضایی ابعاد جدیتری پیدا کردهاند، فناوری و سبک زندگی نیز تغییر کرده است و درنتیجه، شیوۀ استفادۀ مردم از شهر و فضاهای آن دیگر همان چیزی نیست که در زمان تدوین طرح تصور میشد.
اما همۀ تغییرات تهران در آمار و نقشهها دیده نمیشوند.
تهران در سالهای اخیر با بحرانهایی روبهرو شده است که بسیاری از آنها اساساً در محاسبات معمول برنامهریزی شهری جایی ندارند. تجربۀ دو جنگ اخیر نیز نمونۀ روشنی از همین وضعیت است. جنگ دوازدهروزه و سپس جنگ چهلروزه تهران را با شوک و عدم قطعیت مواجه کرد که نمیتوان آن را فقط با تغییر جمعیت، تراکم یا کاربری زمین توضیح داد.
این تجربهها یادآوری کردند که آیندۀ شهر همیشه از ادامۀ روندهای گذشته ساخته نمیشود؛ گاهی یک رخداد ناگهانی میتواند در مدت کوتاهی بسیاری از پیشفرضهای برنامهریزی را تغییر دهد.
مسئله فقط قدیمی شدن طرح نیست
اگر مسئلۀ طرح جامع فقط این است که دادهها و پیشبینیهای آن قدیمی شدهاند، کار چندان پیچیده نیست. میشود اطلاعات جمعیتی و اقتصادی را بهروزرسانی کرد، ظرفیتهای توسعه را دوباره محاسبه کرد و ضوابط و سیاستهای جدیدی را برای شهر نوشت. باوجوداین، تجربۀ اجرای طرح جامع و تفصیلی تهران نشان میدهد که مسئله کمی پیچیدهتر است.
آنچه در تهران ساخته شده، فقط حاصل اجرای مستقیم طرح نبوده است.
در طول این سالها، تصمیمات موردی، تغییرات کاربری و ضوابط، مصوبات کمیسیون مادۀ ۵، سرمایهگذاریها و تصمیمات نهادهای مختلف، در کنار طرح رسمی، مسیر رشد شهر را شکل دادهاند.
درنتیجه، میان تهرانِ روی نقشه و تهرانِ واقعی فاصلههایی ایجاد شده است؛ فاصلههایی که نمیتوان همۀ آنها را به قدیمی شدن طرح نسبت داد.
این شاید یکی از مهمترین نکاتی باشد که در بازنگری جدید باید جدی گرفته شود. اگر بخشی از مشکلات گذشته از فاصلۀ میان برنامه و اجرا ناشی شده باشد، نوشتن یک برنامۀ جدید الزاماً به معنای تغییر نتیجه نیست.
اثربخشی طرح فقط به کیفیت اهداف و نقشههای آن وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که این اهداف در عمل چگونه قرار است با تصمیمات روزمرۀ شهر، منافع اقتصادی، نهادهای مختلف و شرایط متغیر تهران ارتباط پیدا کنند.
شاید به همین دلیل، بازنگری میتواند فرصتی باشد برای عبور از تصور طرح جامع بهعنوان سندی ثابت و حرکت بهسوی چارچوبی که بتوان آن را در طول زمان سنجید و اصلاح کرد؛ چارچوبی که نهتنها بگوید تهران چگونه باید باشد، بلکه امکان سنجش تحقق اهداف و بازتنظیم سیاستها را نیز فراهم کند.
درنهایت
مسئله فقط این نیست که تهران آینده چگونه باید باشد؛ بلکه باید پرسید: طرح جامع جدید برای کدام تهران و با چه سازوکاری قرار است آیندۀ شهری را هدایت کند؟
نقشۀ تهران. منبع: colourbox.com
