ما جهان را چگونه میبینیم؟ شیوۀ نگریستن ما به واقعیت پدیدهها چه تأثیری بر تلقی ما از دریافتهایمان دارد؟ چگونه این دریافتها، آمادۀ گفتوگو میشوند؟
آنچه یک اثر معماری را منحصربهفرد جلوه میدهد، قابلیت جدا نکردن آن از حضور در یک بستر تاریخی است. ساختاری که زبان مشترک دارد و با این زبان به تجسم خود دامن میزند. یکی از این ساختارها در اندیشۀ بازنمایی معماری، «دیاگرام» است.
کتاب «قلمروی بازنمایی معماری: انتزاع» دعوتی است به نوع دیگری از دیدن که سعی دارد سفر خود را با عبور از شکافهای مبهم مسئلۀ بازنمایی آغاز کند، در دل گسستهای تاریخ معماری غوطهور شود، مجموعهای از مهمترین دیاگرامهای تاریخ معماری را تفسیر کند و به ساختارهای پنهان در پس این شیوۀ بیانی بپردازد؛ همانجایی که انتزاع در معماری لمس میشود و قابلیت بروز مییابد.